تبلیغات
←|:ŵãťâŝį•ňő•śęķăį:|→ - ♥ایران ایران ایرااان.__.♥

♥ایران ایران ایرااان.__.♥

شنبه 26 خرداد 1397 02:05 ق.ظ

نویسنده : ★yalda★

یوووووووووع
عررررر دیدین بردیم؟؟؟
فوتبالو میگم باو.__.
لامصب دیقه نود بودا
گل به خودی کرد یارو
اما خداییش بعدش دلم براش سوخت:---:
بعد از بازی داشت کلی گریه میکرد:-----:
لحظه ای که گل شد دلم خواست بپرم هوا و جیییغ بزنم و پرم تو بغل یکی و بپر بپر کنم._____.
اما خانواده نشسته بود.___.
مامان بابام دست زدن:||||||
بابام فک کنم داد کشید:|||
آغا منم موخواستم خوشالی کنممم:|
هیچی دیه جاتون خالی رفتیم بیرون همبرگر بخوریم:|
همش تو ترافیک بودیم.__.
ترافیکی پر از ماشینایی که کلی خانم داشتن توشون جیغ میزدن.__.
فخط اون ماشینه که کلی پرچمای بزرگ تو دستاشون بود باحال بود
بیرون رستورانه رو یه میز با مامانم نشسته بودم:|
بعد از داخل رستورانه یه تلویزیون بود که فوتبال پرتغال_اسپانیا رو نشون میدا=|
اسپانیا بود دیگه؟به هر حال
دیدم رونالدو رو نشون داد.__.
من:مامااان رونالدو مال کودوم کشوره؟.___.
عه مگه رونالدو مال تیم ملیه؟.__.
بدبختیما نمیدونستم با رونالدو هم گروه شدیم;-;
مامانم:انقد سوتی نده.__.
تازه تو جام جهانی قبلی اسپانیا اول شد:`|||
ماهم که دو سه روز دیگه باهاش مسابقه داریم:|||
خدایا خودت نگهدارمون باش:||||~




پ.ن:
وعیییییییی
دیروز صبح خواب دیدم داریم میریم جام جهانیو ببینیم
احتمالا تو روسیه بودیم
وعیییی کلللی آدم اونجا بود!!!
یه طبلای بزززرگی هم آورده بودیم تیممونو تشویق کنیم
بعد نمیدونم چی شد به اون سالُنه حمله شد.___.
نمیدونم حمله کی یا چی بود._____.
شاید داعش بوده!؟.___.
خلاصه ملتو از اون سالن بیرون کردن گفتن خطر ناکه
ماهم ناراحتتتتت:|
بعد یهوو......



لیوای از راه رسید!!!!
لیوای:میخوام باهاشون بجنگم}=•|
ولی مسئولین گفتن نمیشه بری داخل
اما اونی چان به زوووور رفت داخل
ماهم دیگه نمیدونستیم چه کنیم:|||
مدتی بعد...
رفتیم داخل تا ببینیم چی شده:|
دیدیم لیوای دَخل همممشونو آورده!!!!
عررررررر خدایا

پ.ن۲:فک کنم تو خوابم لیوای اونی چانه واقعیم بود:|*_*

میگما شما این خوابامو باور میکنین؟:||
به خدا دروغ نمیگممم>:||


اخه خودمم باور نمیکنم چنین خوابایی میبینم
آخه تو همشون باس اونی ساما باشه؟:|




دیدگاهها : نظرات
آخرینویرایش: شنبه 26 خرداد 1397 02:37 ق.ظ