تبلیغات
←|:ŵãťâŝį•ňő•śęķăį:|→ - ♥زمانی که طلسم شکسته شد*^*♥

♥زمانی که طلسم شکسته شد*^*♥

جمعه 2 شهریور 1397 05:26 ق.ظ

نویسنده : ★yalda★

یووووD:
بعد مدتی طولانی تونستم اون روحو از پنلم بیرون کنم تا بتونم پست بزارم!:|
حواستون باشه نیاد تو پنل شماها که به سرنوشت من دچار میشید!
خب چه خبرا؟:|خوبید؟:|
دیروز از خواب پا شدم و میدونستم قراره تا مدتی از بالشت و پتوی نازنینم جدا شم:|
گرفتمشون تو بغلم و گفتم عزیزای من طاقت بیاریدT-Tدلم براتون تنگ میشهT-Tبچه های خوبی باشین زودی برمیگردمT-T
و همچنین از مبل نازنینم خدافظی کردم:|
قرار شد بریم کرمان،بعد چند روز میریم مشهد!*-*
خلاصه شب قبلش خوب خودمو مظلوم کردم و به بابام گفتم برام بسته بگیره*-*=|
اولش که خدایی نکرده اصن قرار نبود گوشی با خودم بیارم مسافرت!=-=
بهرحال همچی حل شد*--*
توی راه انقده خوش گذشT-T
اذوقه هل و هوله هام پر بود*-*
منظره بیرونشم کیف میداد یه عاهنگ قشنگ گوش بدی و بری تو فاز بیرون نیای*-*
خلاصه انقده اپنینگ گوش دادم ماشالا ته گوشم ماسید:/
تو یه فضای شاعرانه گیر کرده بودم!T-T
ولی ماشالا خوب فازگیر شدم:/وختی ساساگیو پلی شد گفدم تایتانک نازنینم از پشت اون کوه بیا بیرون*-*!
خلاصهههه...
بماند دیه:|
هرچند اخرای راه کمرم از چن جا شیکست ولی اشکل ندره:»|
خب دیه من برم به همه مژده بدم طلسمم شیکست
یه اسفندیم اینجا دود کنم روحه برنگرده:|
فیلن!D:
پ.ن:خیلی خیلی خوشبختانه،تو راه با نتمون ور میرفتیم و دیدیم قطع شد!پیام عومد مشترک گرامی اعتبار شما به پایان رسیده://
ینی اینکه اون نتی که بابام گرفت برام فعال نشد!=|
چطور ممکنه؟وحشتناکه====|||||
حالا هم با نت شبانه ای که از قبل داشتم اومدم!:/
فردا یکاریش میکنم دعا کنید درس شه=|این مسافرت بدون نت عزیزم نحس میشه=|






دیدگاهها : نظرات
آخرینویرایش: جمعه 2 شهریور 1397 05:46 ق.ظ